اتفاق شروع شد
ساعت حدود 11 شب بود تهران تکان خورد
نه اینکه قبلا تکان نخورده بود ، تکان های بیشتری هم در سالهای گذشته خورده بود ولی این دفعه عکس العمل مردم متفاوت بود ، در کسری از ساعت مردم هجوم خود به سمت خیابان ها ، پمپ بنزین ها و پارک ها رو شروع کردند
خیابان ها مملو از ماشین شد و ترافیک به کوچه هایی راه یافت که قبلا چنین تجربه ای را نداشتند ، کوچه های خلوتی که داشتند اولین ترافیک خود را تجریه می کردند
ولی چه خبر بود ؟
یک زلزله 2 ثانیه ای انقدر باعث هراس می شود ؟
آیا تهران انقدر بی اعتماد است ؟
شاید تهران از دست این هجوم خسته شده است ، شاید تهران برای قدیم های خودش دلش تنگ شده ، تهران هم به مستعمره کنندگانش اعتمادی ندارد ، دیگر از اینهمه فرصت طلبی و خودخواهی بیزار شده شاید تهران می خواهد بخوابد
این تازه سرآغازی برای اتفاق های آینده است ..........
پس از مردن چه خواهم شد نمی دانم
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که ازخاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشدبه دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته و آشفته تر سازد
بدین سان بگیرد از همه انتقام سکوت مرگبارم را.
ما را در سایت یادگارخودم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 219