درخت گردو

خرید بک لینک

توی تراس نشستم و به برگ های درختان نگاه می کنم ، توی فصل پاییز و این موقع ها درخت ها حرف میزنن ، نگاه می کنی و میبینی بعضی درختها هنوز برگ هاشون سبزه ، بعضی ها زرد و بعضی قرمز و درنهایت درختانی که تمام برگ هاشون ریخته و خوابیدن انگار که هیچ وقت زنده نبودن ، اوایل پاییز وقتی برگ های درخت گردو قبل از همه درختها زرد شد و ریخت انگار داشت می گفت علاقه ای به زندگی توی این باغچه ندارم و بسرعت چند روز تبدیل به درختی لخت و خوابید شاید به امید اینکه وقتی دوباره به زندگی برمیگرده در جایی بهتر و شرایطی متفاوت باشه ، درخت تبریزی بزرگ برگهاش همچنان پر و سبزه و هیچ اثری از پاییز نشون نمیده و از بالا به بقیه درخت ها نگاه می کنه ، برگ های درخت گیلاس به رنگ قرمز شده و انگار که داره خون گریه می کنه نمی تونم دردش رو بفهمم با وجود اینکه به نظرم موقعیت خوبی داره و توی بقیه درخت ها اعتبار و جایگاه مناسبی داره ، درخت گلابی بی تفاوت نسبت به درختهای دیگه یه گوشه نشسته و با وجود اینکه سن کمی نداره رشدی هم نکرده ولی به نظر ناراضی نیست شاید براش اهمیتی نداره بقیه درختها رشد کردن ولی درخت زرد آلو در جوانی پیر شده و کمرش خم شده ، با وجود این سعی داره برگهاش رو حفظ کنه و در حال مبارزه ای سخت با مرگ پاییز ه و در آخر درخت هلو که امسال با وجود ضعیفی میوه زیادی داده و توقع داشت که نسبت به بقیه درختها رسیدگی بیشتری ببینه ولی انگار امیدش نا امید شده و خیره به درختهایی که هم اندازه اون یا بیشتر آب خوردن و هیچ میوه ای ندادن ، برگ هاش رو دونه دونه از ساقه میکنه و به باد میسپاره تا باد برگهاش رو به درختهای دور دست ببره و بهشون از این ناعدالتی بگه ، و در نهایت من که خودم بیشتر شبیه اون درخت گردو در انتظار پایانم ولی نه به امید درخت گردو که در زندگی بعدی در جای بهتری بیدار شم ، چون من درخت گردو رو دیدم و می دونم سال دیگه همین جا بیدار میشه

یادگارخودم...

ما را در سایت یادگارخودم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 21:22

صفحه بندی