حکم اعدام تایید شد ، دستی به موهایش کشید ، دوباره حکم را خواند ، فرجام خواهی او بی اثر بود ، حکم اعدام تایید شده بود ، سپیده دم فردا حکم اجرا خواهد شد ، صدای اذان از مسجد به گوش میرسید ، برخواست وضویی ساخت تا آخرین نماز را بخواند ، الله اکبر الله اکبر لااله الا الله ، لا اله الا الله ........... نماز آخر را می خوانم قربت الی الله
الحمد الله رب العالمین شکر می گویم خدایی را که آفریینده جهان می باشد واقعا هدف از آفرینش خدایی که جهان را آفریده بود از آفرینش او چه بود ؟ چرا می بایست در 25 سالگی شروعی که هیچگاه دلیلی برای آن نداشت خاتمه می یافت ؟
اهدنا الصرات المستقیم ، مرا به راه راست هدایت فرما ، در این مدت بارها و بارها این آیه را در نمازش خوانده بود ولی چرا همیشه در مسیر والضالین قرار گرفته بود ، دیگر توان ادامه دادن نداشت مستقیم به سجده رفت سبحان الله سبحان الله سبحان الله ، چشمانش را بست به 25 سال قبل برگشت تازه بدنیا آمده بود و پدربزرگش در گوشش اذان زمزمه میکرد ، در هنگام زمزمه نمی دانست که چرا حی الا خیر العمل را در هنگام اذان فراموش کرده بود آیا از همان روز اول بسوی اعمال خیر فراخوانده نشده بود ، 9 ماه به قبل از تولدش برگشت آن شب پدرش آشفته به خانه برگشته بود ، دست هایش لرزان و صورتش مبهوت از تصادف ، تصادفی که منجر به برخورد با کسی ، چیزی ، حیوانی در جاده شده بود و از ترس ترمز نکرده بود و از صحنه گریخته بود ، آیا آن شب کسی مرده بود ؟ تا آخرین لحظه ای که بر سر بالین پدرش بود پدر می پرسید آن شب با چه چیزی برخورد کرده بود ؟
آن شب نطفه او نیز بسته شده بود ، چرا آن شب وهم انگیز ؟ چرا پدر آن شب تنها به بستر نرفته بود ؟
به بیست سالگی اش برگشت ، تازه موتوری خریده بود سوار بر موتور در خیابان های شهر میراند ، باد در موهایش می پیچید ، همه در خانه منتظر او بودند و او به سرعت خیابان یکطرفه را در مسیر خلاف میراند ناگهان ............. دیگر چیزی یادش نبود ، وقتی که بهوش آمده بود به او گفته بودند که با کودکی تصادف کرده و به زندگی کودک پایان داده بود
به همه اتفاق ها که فکر می کرد همه در یک موضوع مشترک بودند
آن شب پدر برای رسیدن به مهمانی شب یلدا پایش را روی پدال گاز فشرده بود
نطفه او در شب یلدا بسته شده بود
پدرش در شب یلدا دنیا را وداع گفته بود
آن شب پسر برای رسیدن به مراسم شب یلدا خیابان را یکطرفه رفته بود
اشک از چشمانش سرازیر شده بود سر از سجده برآورد و خدا را شکر نمود ، چون چند ثانیه ای در این شب فرصت زندگی بیشتری داشت ، آخر حکم اعدام او شب یلدا بود.
یادگارخودم...ما را در سایت یادگارخودم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 179