
بهش گفتم از پشت خنجر زدی ، گفت اشتباه می کنی من صلاحت رو خواستم ، گفتم صلاح من رو تو تشخیص دادی ؟ گفت باور کن این کار عاقبت نداشت ، گوشی رو قطع کردم و توی صندلی فرو رفتم ، از نظر من رفاقت یه قداستی داره فارغ از جنسیت و سن و سال ، رفاقت فراز و نشیب داره ولی نباید به بن بست برسه ولی ایندفعه انگار به بن بست رسیده بود شاهین یکی از دوستای قدیمی بود که توی کاری باهم شریک شده بودیم ، از اول من راضی نبودم ، نمی خواستم بخاطر مسائل مالی یکی از دوستای قدیمی رو از دست بدم ، به اصرار اون یه کاری رو شروع کردی...
ادامه مطلب
آخرین روز کاری بود ، همه خداحافظی کردیم ، سال تموم شد ، سال پر زحمت و دردی بود ، من هنوز کمی کار داشتم ، ساعت حدود ۱۰ بود که رسیدم دفتر ، تنهایی دفتر رو دوست دارم ، رفتم پشت میز نشستم نگاهی به کاغذهای روی میز انداختم ، اصلا حوصله نداشتم ، تلفن زنگ میزد ، نمی خواستم جواب بدم ولی گوشی رو برداشتم یکی از همکارها بود ، گفت شما دفتر هستید ، گفتم آره کمی کارم مونده بود اومدم گفت من کیف پولم رو گم کردم تمام مدارکم توش بوده ، امیدوارم دفتر جا گذاشته باشم ، گفتم کجا رو ببینم گفت اگه باشه توی کشوی زیر کام...
ادامه مطلب
غم درد تو فقط مال توست ، هیچکس دردت رو نمی فهمه تا اون درد رو خودش تجربه نکنه ، اونهایی که این درد رو قبلا تجربه کرده باشن توی روز درد تو همدری نمی کنن ، درد رو میفهمن ولی توی دلشون میگن حالا میفهمی من چی کشیدم ، شاید از دردت خوشحالی نکنن ولی اینکه بدردشون دچار شدی حس خوبی دارن ، این واقعیت تلخیه ک...
ادامه مطلب
حاضر نبودم باهاش قرار بزارم ، چند نفر رو واسطه کرده بود و خودش هم چند تا پیام برام فرستاده بود، یادمه آخرین باری که دیدمش توی پارک ساعی بود ساعت 3 بعدازظهر بود که قرار گذاشتیم ، وقتی رسیدم اون سرجای ه...
ادامه مطلب
یه روزی میرسه که دیگه این وجود فیزیکی توان خیلی کارها رو ندارهیه روزی میرسه که دیگه نمیشه از جسم برای لذت بردن استفاده کرد ، دیگه الکل و سکس و مواد مخدر که هیچ ، حتی خوردن یه غذای شیرین و چرب یا حتی خوردن یه نوشابه برای سلامتی ضررش در حد یه بحران میشه و دیگه امکان پذیر نیستنه اینکه فکر کنی این اتفاق رو متوجه میشی ، نه یه روز میری دکتر و دیگه تموممیفهمی اون فرصتی که فکر میکردی حالا حالا داری ، تموم شدهحالا باید بشینی توی ایوان خونه و به دور دست خیره بشی ، یاد گذشته ها بیفتی و مرور کنی ، همه چیز م...
ادامه مطلب
کی می دونه تنهایی یعنی چی ؟ تنهایی یعنی صداقت ، وقتی صادق باشی خیلی ها ازت فاصله می گیرن چون خیلی وقته صداقت خریداری نداره تنهایی یعنی صراحت ، وقتی صراحت داشته باشی حرفهایی میزنی که خیلی ها دوست ندارن که بشنون تنهایی یعنی بی توقعی ، وقتی از کسی توقعی نداشته باشی برای اطرافیانت بدون چشم داشت کاری انجام بدی ، از چشم اونا میشیxa0 آدم احمق . تنهایی یعنی بی ادعایی ، وقتی ادعایی نداشته باشی از دید اطرافیانت می شی آدم بی عرضه تنهایی یعنی سالم زندگی کردن ، وقتی سالم زندگی کنی دیگه فصل مشترکی با اطرافیان...
ادامه مطلب