
از آخرین باری که برای پروژه رفتم و شب موندگار شدم خیلی وقت بود که گذشته ، جلسه تا دیر وقت طول کشیده بود منم خسته شده بودم توی هتل شایان یه اتاق رزرو کرده بودن ، از محل جلسه تا هتل برای من که عادت به پیاده روی داشتم راه زیادی نبود ، از آخرین بار که جزیره رفته بودم دوسالی گذشته بود آخرین بار همراه محسن اومده بودم ، اون روزها محسن بخاطر از دست دادن مادرش خیلی بهم ریخته بود ، من شبهای جزیره و راه رفتن توی اسکله رو خیلی دوست داشتم ، شبها با میرفتیم روی اسکله و راه میرفتیم و هر از چندگاهی فاصله ...
ادامه مطلب