
توی جلسه نشسته بودم ۷ نفر بودیم مدیر عامل بالای میز نشسته بود با ۲ نفر از مدیران شرکت ۲ نفر نماینده کارفرما من و یکی از همکارها هم بودیم جلسه درباره یه پرونده داوری درخصوص یکی از پروژه هاشون بود کارفرما دستور ضبط ضمانتنامه شرکت رو به بانک داده بود ، مدیرعامل خیلی ناراحت بود شرکتش توی وضع بدی گیر کرده بود با ناراحتی به نماینده کارفرما گفت آخه این کار شما شرکت ما رو به مرز ورشکستگی میرسونه این کار انسانی نیست ، یاد جلسه قبل از ضبط ضمانتنامه می افتم ، توی اون جلسه مدیر عامل لحنش خیلی فرق میکرد هم ت...
ادامه مطلب