یادگارخودم

متن مرتبط با «ریزی» در سایت یادگارخودم نوشته شده است

برنامه ریزی

  • نیلوبلاگ

    موبایلم زنگ میزنه ، گوشی رو برمیدارم ، شماره ناشناس ، جواب میدم ، خانمی از پشت گوشی میگه من همسر محسن هستم ، مکث می کنم تا بفهمم کدوم محسن ، خانمش متوجه مکث من میشه و میگه محسن بچه محل قدیمی ، بلافاصله متوجه میشم ، محسن یکی از رفیق های نزدیک من توی محل قدیمی بود ، باهم مدرسه رفتیم و باهم بزرگ شدیم ، خیلی خاطره ازش داشتم ، بعد از اینکه ما از اون محل رفتیم ، ارتباطمون رو حفظ کرده بودیم ، توی دوران دانشگاه اون رشته حقوق خوند و من مهندسی ، هر از چندگاهی من می رفتم محل قدیمی میدیدمش و بعضی وقتها اون ...

    ادامه مطلب