یادگارخودم

متن مرتبط با «تاوان» در سایت یادگارخودم نوشته شده است

تاوان

  • نیلوبلاگ

    داد زد که این دیگه اختلاف نظر نیست ، این یه مشکل بنیادی ه ، من کار کنم تو طلبکار باشی ؟ کی چنین حقی رو بهت داده ؟ من دیگه نمی تونم تحمل کنم ، من از این زندگی میرم بیرون ، شیدا این حرف ها رو با صدای بلند توی گوشی وسط دفتر فریاد میزد ، از اتاق اومدم بیرون ، شیدا داشت می لرزید ، یه لیوان آب بهش دادم ، دستش می لرزید ، شیدا یکی از همکارهای قدیمی ما بود که توی سالهای گذشته هروقت کار زیاد میشد بهمون اضافه میشد ، کارش واقعا خوب بود ، دقت بالا ، منظم ، متعهد ، تجربه بهم ثابت کرده که آدم ها معمولا خصلت ها...

    ادامه مطلب