
xa0 کاش می تونستم حافظه ام رو پاک کنم ، کاش وقتی چشهام رو باز می کردم هیچکسی رو نمی شناختم ، کاش می تونستم از اول شروع به شناخت همه چیز کنم یادم نمی موند که اونهایی که در حقم لطف کردن کیا هستند ، یادم نمی موند که اونهایی که در حقم بدی کردن کیا بودند ، اینجوری نه از کسی طلبکار بودم نه به کسی بدهکار یادم نبود که روزهای گذشته خوش بودن یا تلخ ، اینجوری نه حسرتی داشتم نه آرزویی یادم نبود دوستی دارم یا د...
ادامه مطلب